unsauber
ناپاک، کثیف، غیربهداشتی، نامنظم، نادرست
Beispiele
- Eine HNO-Ärztin soll in Baden-Württemberg ''unsaubere'' Spritzen benutzt haben.گفته میشود یک پزشک گوش و حلق و بینی در بادن-وورتمبرگ از سرنگهای «غیربهداشتی» استفاده کرده است.
ناپاک، کثیف، غیربهداشتی، نامنظم، نادرست