unschierig

Aussprache: /ˌʊnˈʃiːʁɪç/
Wortzerlegung: un·schier·ig
صفت

(منطقه‌ای، برای انسان‌ها) دست‌وپا چلفتی، ناشی، سنگین؛ (منطقه‌ای، برای اشیاء) بددست، سخت برای استفاده

Beispiele

  • Er ist, was Handarbeiten betrifft, ziemlich ''unschierig.او در مورد کارهای دستی کاملاً دست‌وپا چلفتی است.
  • Das ist ein ''unschieriger'' Schrank.این یک کمد بددست است.