unschierig
(منطقهای، برای انسانها) دستوپا چلفتی، ناشی، سنگین؛ (منطقهای، برای اشیاء) بددست، سخت برای استفاده
Beispiele
- Er ist, was Handarbeiten betrifft, ziemlich ''unschierig.او در مورد کارهای دستی کاملاً دستوپا چلفتی است.
- Das ist ein ''unschieriger'' Schrank.این یک کمد بددست است.