unschierig

Aussprache: /ˌʊnˈʃiːʁɪç/
Worttrennung: un·schier·ig
صفت

(منطقه‌ای، برای انسان‌ها) دست‌وپا چلفتی، ناشی، سنگین؛ (منطقه‌ای، برای اشیاء) بددست، سخت برای استفاده

Bedeutungen

1

به فردی اشاره دارد که در انجام کارها ناشی، بی‌دقت، کند یا دست‌وپا چلفتی است.

  • Er ist ein bisschen unschierig und lässt oft Dinge fallen.او کمی دست‌وپا چلفتی است و اغلب چیزها را می‌اندازد.
  • Sei nicht so unschierig, konzentriere dich auf deine Arbeit!اینقدر ناشی نباش، روی کارت تمرکز کن!
  • Der neue Mitarbeiter war anfangs etwas unschierig, aber er lernte schnell.کارمند جدید در ابتدا کمی سنگین بود، اما به سرعت یاد گرفت.
2

به اشیاء یا ابزارهایی اشاره دارد که استفاده از آن‌ها دشوار، ناخوشایند یا غیرعملی است.

  • Dieses alte Werkzeug ist sehr unschierig und liegt schlecht in der Hand.این ابزار قدیمی خیلی بددست است و به خوبی در دست قرار نمی‌گیرد.
  • Die unschierige Verpackung machte es schwer, das Produkt zu öffnen.بسته‌بندی سخت برای استفاده، باز کردن محصول را دشوار کرد.
  • Er fand das neue Smartphone unschierig wegen seiner Größe.او به دلیل اندازه بزرگش، گوشی هوشمند جدید را سخت برای استفاده یافت.