unschliefbar
غیرقابل خزش، بیش از حد تنگ برای عبور با خزش
Bedeutungen
1
به فضایی یا شکافی اطلاق میشود که بیش از حد تنگ است و امکان عبور با خزیدن را نمیدهد.
- Der Spalt zwischen den Felsen war unschliefbar.شکاف بین صخرهها آنقدر تنگ بود که نمیشد با خزیدن از آن عبور کرد.
- Die Röhre war zu eng und somit unschliefbar.لوله خیلی تنگ بود و بنابراین قابل خزش نبود.
- Er versuchte, durch die unschliefbare Lücke zu kriechen, aber es war unmöglich.او سعی کرد از شکاف غیرقابل خزش بخزد، اما غیرممکن بود.