صفت
غیرحسی، بیاحساس، غیرشهوانی
جملات نمونه برای unsinnlich:
„Wo alles sinnlich ist, wird man ''unsinnlich''; man sucht mit seiner Seele etwas, das man mit den Sinnen nicht findet.“
"جایی که همه چیز حسی است، انسان غیرحسی میشود؛ او با روح خود به دنبال چیزی میگردد که با حواسش پیدا نمیکند."