unspielbar

Aussprache: /ʊnˈʃpiːlbaːɐ̯/
Worttrennung: un·spiel·bar
صفت

غیرقابل بازی، غیرقابل اجرا

Bedeutungen

1

غیرممکن یا بسیار دشوار برای اجرا یا بازی کردن. این صفت می‌تواند در مورد بازی‌های رومیزی، بازی‌های ویدئویی، موسیقی، تئاتر یا حتی موقعیت‌های ورزشی به کار رود.

  • Das alte Brettspiel war wegen fehlender Teile unspielbar.بازی رومیزی قدیمی به دلیل قطعات گمشده غیرقابل بازی بود.
  • Die technische Schwierigkeit machte das Stück für die meisten Musiker unspielbar.دشواری فنی، اجرای قطعه را برای اکثر نوازندگان غیرممکن می‌کرد.
  • Wegen des starken Regens war der Fußballplatz heute unspielbar.به دلیل باران شدید، زمین فوتبال امروز غیرقابل بازی بود.