unspirituell
غیرروحانی، غیرمعنوی، مادی
Bedeutungen
1
فاقد جنبههای روحانی، معنوی یا عرفانی؛ متمرکز بر مسائل مادی و دنیوی.
- Seine Lebensphilosophie war eher unspirituell und pragmatisch.فلسفه زندگی او بیشتر غیرروحانی و عملگرایانه بود.
- Die Diskussion drehte sich um rein materielle, unspirituelle Themen.بحث حول مسائل صرفاً مادی و غیرمعنوی میچرخید.
- Manche Kritiker empfinden die moderne Kunst als zu unspirituell.برخی منتقدان هنر مدرن را بیش از حد غیرروحانی میدانند.