unsportlich

Aussprache: /ˈʊnʃpɔrtlɪç/
Wortzerlegung: un·sport·lich
صفت

غیرورزشی، ناجوانمردانه، بی‌حوصله در ورزش

Beispiele

  • Tom hat zwar die besten Noten unserer Klasse, ist aber dafür sehr ''unsportlich.تام هرچند بهترین نمره‌های کلاس ما را دارد، اما برای ورزش بسیار تنبل و غیرآماده است.
  • Wer nicht ehrlich gewinnen kann, muss halt ''unsportliche'' Mittel einsetzten.کسی که نمی‌تواند شرافتمندانه پیروز شود، باید از ابزارهای ناجوانمردانه استفاده کند.
  • Die HSV Fußball AG wird wegen eines ''unsportlichen'' Verhaltens ihrer Anhänger gemäß § 1 Nr. 4. i. V. m. § 9 Nrn. 2., 3. i.V.m. § 9a Nrn. 1., 2. DFB-Rechts- und Verfahrensordnung mit einer Geldstrafe in Höhe von Euro 18.000,- Euro belegt.شرکت سهامی فوتبال HSV به دلیل رفتار غیرورزشی هوادارانش طبق بند ۱ شماره ۴ مرتبط با بند ۹ شماره‌های ۲، ۳ مرتبط با بند ۹الف شماره‌های ۱، ۲ آیین‌نامه انظباتی و دادرسی DFB به جریمه نقدی به مبلغ ۱۸,۰۰۰ یورو محکوم می‌شود.