unsportlich

Aussprache: /ˈʊnʃpɔrtlɪç/
Worttrennung: un·sport·lich
صفت

غیرورزشی، ناجوانمردانه، بی‌حوصله در ورزش

Bedeutungen

1

فاقد علاقه یا مهارت در ورزش؛ بی‌میل به فعالیت‌های ورزشی.

  • Er ist leider sehr unsportlich und meidet jede körperliche Anstrengung.متأسفانه او بسیار غیرورزشی است و از هرگونه تلاش بدنی اجتناب می‌کند.
  • Als Kind war sie eher unsportlich und zog Lesen vor.او در کودکی بیشتر غیرورزشی بود و مطالعه را ترجیح می‌داد.
  • Die unsportliche Haltung des Teams enttäuschte die Fans.رفتار غیرورزشی تیم طرفداران را ناامید کرد.
2

ناشی از عدم رعایت اصول جوانمردی و اخلاق ورزشی؛ غیرمنصفانه.

  • Sein Verhalten auf dem Spielfeld war unsportlich.رفتار او در زمین بازی ناجوانمردانه بود.
  • Es war unsportlich, den Gegner zu beleidigen.توهین به حریف غیرمنصفانه بود.
  • Die unsportliche Aktion führte zu einer Strafe.اقدام غیرورزشی منجر به جریمه شد.