unsportlich
غیرورزشی، ناجوانمردانه، بیحوصله در ورزش
Bedeutungen
1
فاقد علاقه یا مهارت در ورزش؛ بیمیل به فعالیتهای ورزشی.
- Er ist leider sehr unsportlich und meidet jede körperliche Anstrengung.متأسفانه او بسیار غیرورزشی است و از هرگونه تلاش بدنی اجتناب میکند.
- Als Kind war sie eher unsportlich und zog Lesen vor.او در کودکی بیشتر غیرورزشی بود و مطالعه را ترجیح میداد.
- Die unsportliche Haltung des Teams enttäuschte die Fans.رفتار غیرورزشی تیم طرفداران را ناامید کرد.
2
ناشی از عدم رعایت اصول جوانمردی و اخلاق ورزشی؛ غیرمنصفانه.
- Sein Verhalten auf dem Spielfeld war unsportlich.رفتار او در زمین بازی ناجوانمردانه بود.
- Es war unsportlich, den Gegner zu beleidigen.توهین به حریف غیرمنصفانه بود.
- Die unsportliche Aktion führte zu einer Strafe.اقدام غیرورزشی منجر به جریمه شد.