untalentiert
بیاستعداد، فاقد استعداد
Bedeutungen
1
فاقد استعداد طبیعی یا مهارت قابل توجه در یک زمینه خاص؛ بیذوق.
- Er gab zu, dass er beim Singen eher untalentiert ist.او اعتراف کرد که در خوانندگی نسبتاً بیاستعداد است.
- Manche Leute sind einfach untalentiert im Tanzen.برخی افراد به سادگی در رقص بیذوق هستند.
- Auch wenn man untalentiert ist, kann man durch Übung viel lernen.حتی اگر بیاستعداد باشی، میتوانی با تمرین چیزهای زیادی یاد بگیری.