unter den Tisch fallen

Aussprache: /ˈʊntɐ deːn ˈtɪʃ ˈfalən/
Worttrennung: un·ter ·den Tisch fal·len
اصطلاح

نادیده گرفته شدن، مسکوت ماندن، به فراموشی سپرده شدن

Bedeutungen

1

به معنای نادیده گرفته شدن، مسکوت ماندن یا به فراموشی سپرده شدن یک موضوع، پیشنهاد یا بحث، به خصوص در یک جلسه یا گفتگو. این اصطلاح معمولاً زمانی به کار می‌رود که چیزی به صورت عمدی یا غیرعمدی از دستور کار خارج شده و دیگر به آن پرداخته نمی‌شود.

  • Leider musste das Projekt unter den Tisch fallen, da die Finanzierung nicht gesichert werden konnte.متأسفانه پروژه مجبور شد نادیده گرفته شود، زیرا تأمین مالی آن تضمین نشد.
  • Die Idee des Chefs fiel bei der Besprechung einfach unter den Tisch, weil niemand sie unterstützte.ایده رئیس در جلسه به سادگی مسکوت ماند، زیرا هیچ‌کس از آن حمایت نکرد.
  • Nachdem der Hauptzeuge nicht erschien, fiel der gesamte Fall unter den Tisch.پس از اینکه شاهد اصلی حاضر نشد، کل پرونده به فراموشی سپرده شد.
2

گاهی اوقات به معنای از بین رفتن یا نابود شدن چیزی به طور ناگهانی و بدون هیچ اثری نیز به کار می‌رود، شبیه به اینکه چیزی زیر میز افتاده و دیگر دیده نمی‌شود.

  • Durch den plötzlichen Brand fiel das gesamte Archivmaterial unter den Tisch.در اثر آتش‌سوزی ناگهانی، تمام مواد بایگانی از بین رفتند.
  • Seine Hoffnungen auf eine Beförderung fielen nach dem Fehler unter den Tisch.امیدهای او برای ترفیع پس از اشتباهش ناگهان از بین رفت.
  • Das kleine Unternehmen fiel nach der Übernahme durch den Konkurrenten unter den Tisch.شرکت کوچک پس از تصاحب توسط رقیب، کاملاً نابود شد.