unter der Erde liegen
زیر خاک بودن، مرده و دفن شده بودن
Bedeutungen
1
به معنای واقعی کلمه، مرده بودن و در قبر دفن شده بودن. گاهی به صورت کنایهآمیز برای بیان اینکه کسی بسیار پیر یا از کار افتاده است نیز به کار میرود.
- Nach einem langen Leben voller Arbeit liegt er nun endlich unter der Erde.او پس از یک زندگی طولانی و پر از کار، سرانجام زیر خاک آرمیده است.
- Ich hoffe, ich liege nicht unter der Erde, bevor ich meine Enkelkinder sehe.امیدوارم قبل از دیدن نوههایم زیر خاک نباشم.
- Der alte Mann ist schon so schwach, er liegt fast nur noch unter der Erde.پیرمرد آنقدر ضعیف است که تقریباً دیگر زیر خاک است (کنایه از ناتوانی شدید).