unterbekommen
جا دادن وسایل یا افراد
Bedeutungen
1
Akkusativ + in/bei + Dativ
موفق به جا دادن اشیاء یا اسکان دادن به افراد در مکانی محدود شدن
- Wir haben alle Koffer im Kofferraum unterbekommen.ما توانستیم همه چمدانها را در صندوق عقب جا دهیم.
- Es war schwer, alle Gäste im Hotel unterzubekommen.جا دادن تمام مهمانان در هتل دشوار بود.