unterbesetzen

Aussprache: /ˌʊntɐbəˈzɛt͡sn̩/
Wortzerlegung: un·ter·be·set·zen
فعل

کمبود نیرو داشتن، با پرسنل ناکافی تجهیز کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) unterbesetzen

بخش، بیمارستان یا پروژه‌ای را با کارمندان یا پرسنلی کمتر از حد نیاز اداره کردن (معمولاً به صورت صفت مفعولی: unterbesetzt sein)

  • Das Krankenhaus ist wegen des Pflegemangels chronisch unterbesetzt.بیمارستان به دلیل کمبود پرستار به طور مزمن با کمبود نیرو مواجه است.
  • Wir können diese Schicht nicht unterbesetzen, das wäre gefährlich.ما نمی‌توانیم این شیفت را با نیروهای ناکافی بگذاریم، این کار خطرناک خواهد بود.