unterbesetzen
کمبود نیرو داشتن، با پرسنل ناکافی تجهیز کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) unterbesetzen
بخش، بیمارستان یا پروژهای را با کارمندان یا پرسنلی کمتر از حد نیاز اداره کردن (معمولاً به صورت صفت مفعولی: unterbesetzt sein)
- Das Krankenhaus ist wegen des Pflegemangels chronisch unterbesetzt.بیمارستان به دلیل کمبود پرستار به طور مزمن با کمبود نیرو مواجه است.
- Wir können diese Schicht nicht unterbesetzen, das wäre gefährlich.ما نمیتوانیم این شیفت را با نیروهای ناکافی بگذاریم، این کار خطرناک خواهد بود.