unterbestimmt

Aussprache: /ˌʊntɐbəˈʃtɪmt/
Worttrennung: un·ter·be·stimmt
صفت

کم‌تعیین، نامشخص، مبهم

Bedeutungen

1

در ریاضیات و علوم کامپیوتر: سیستمی که تعداد کافی معادله یا قید برای تعیین منحصر به فرد همه متغیرها ندارد؛ دارای راه‌حل‌های متعدد یا نامحدود.

  • Das Gleichungssystem ist unterbestimmt und hat unendlich viele Lösungen.این دستگاه معادلات کم‌تعیین است و بی‌نهایت جواب دارد.
  • Die Daten sind unterbestimmt, um eine klare Schlussfolgerung zu ziehen.داده‌ها برای رسیدن به یک نتیجه‌گیری روشن، نامشخص هستند.
  • Ein unterbestimmtes Problem erfordert zusätzliche Informationen.یک مسئله کم‌تعیین نیازمند اطلاعات اضافی است.
2

به طور کلی: نامشخص، مبهم، یا فاقد جزئیات کافی برای درک کامل.

  • Die Anweisungen waren zu unterbestimmt, um sie genau zu befolgen.دستورالعمل‌ها برای پیروی دقیق، بیش از حد مبهم بودند.
  • Seine Antwort blieb unterbestimmt und ließ Raum für Spekulationen.پاسخ او نامشخص باقی ماند و جایی برای گمانه‌زنی باقی گذاشت.
  • Das Design des Produkts ist noch unterbestimmt.طراحی محصول هنوز نامشخص است.