unterbringen
اسکان دادن، جا دادن، شاغل کردن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) in + Dativ unterbringen
کسی را اسکان دادن یا جای خواب و اقامت برای او فراهم کردن
- Wir konnten alle Gäste in unserem Haus unterbringen.ما توانستیم همه مهمانان را در خانهمان جا دهیم.
- Die Stadt musste viele Flüchtlinge in Notunterkünften unterbringen.شهر مجبور شد بسیاری از پناهندگان را در پناهگاههای اضطراری اسکان دهد.
2
etwas (Akkusativ) irgendwo unterbringen
اشیاء یا وسایل را در فضا یا کمدی جا دادن
- Ich muss noch meine Bücher im Regal unterbringen.من باید هنوز کتابهایم را در قفسه جا دهم.
- Es war schwierig, alle Koffer im kleinen Auto unterzubringen.جا دادن همه چمدانها در ماشین کوچک دشوار بود.
3
jemanden (Akkusativ) in + Dativ unterbringen
کسی را در شغل یا موقعیتی مشغول به کار کردن
- Er konnte seinen Neffen in einer guten Firma unterbringen.او توانست برادرزادهاش را در یک شرکت خوب مشغول به کار کند.
- Nach dem Studium hoffte sie, schnell eine Stelle unterzubringen.پس از تحصیل، او امیدوار بود که به سرعت شغلی پیدا کند.