unterfangen

Aussprache: /ˌʊntɐˈfaŋən/
Wortzerlegung: un·ter·fan·gen
فعل

اقدام کردن به (کاری دشوار یا جسورانه)، زیرسازی کردن (در معماری)

Bedeutungen

1 sich + zu + Infinitiv / Akkusativ

جسارت ورزیدن، جرأت کردن یا اقدام کردن به انجام کاری بسیار دشوار، بزرگ یا پرخطر (کتابی/رسمی)

  • Er unterfing sich, dem erfahrenen Meister zu widersprechen.او به خود جرات داد (اقدام کرد) که با استاد باگذر مخالفت کند.
  • Ein solch gewagtes Unterfangen erfordert Mut.اقدام به چنین کار جسورانه‌ای نیازمند شجاعت است.
2 Akkusativ

پایه‌ها یا پی ساختمان را برای جلوگیری از ریزش تقویت و زیرسازی کردن (تخصصی معماری/عمران)

  • Die Arbeiter mussten das alte Fundament mit Beton unterfangen.کارگران مجبور شدند پی قدیمی را با بتن زیرسازی و تقویت کنند.
  • Um einem Einsturz vorzubeugen, wurden die Mauern unterfangen.برای جلوگیری از ریزش، دیواره‌ها زیرسازی شدند.