unterhälftig
کمتر از نصف، در بخش پایینی
Bedeutungen
1
اشاره به مقداری که کمتر از نصف کل یا یک واحد کامل است.
- Der Wasserstand war nur noch unterhälftig.سطح آب فقط کمتر از نصف بود.
- Die Ausgaben waren unterhälftig im Vergleich zum Vorjahr.هزینهها در مقایسه با سال گذشته کمتر از نصف بود.
- Nur ein unterhälftiger Teil der Bevölkerung stimmte zu.فقط بخشی کمتر از نصف جمعیت موافقت کرد.