unterhöhlen
زیر چیزی را کندن، تضعیف کردن، سست کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas unterhöhlen)
پایه و اساس چیزی را (فیزیکی یا انتزاعی) از بین بردن، سست کردن یا تضعیف کردن.
- Die ständige Kritik unterhöhlte sein Selbstvertrauen.انتقاد مداوم اعتماد به نفس او را تضعیف کرد.
- Das Wasser hat die Uferböschung unterhöhlt.آب، شیب ساحل را زیرکنده و سست کرده است.