unterhöhlen

Aussprache: /ˈʊntɐˌhøːlən/
Worttrennung: unter·höh·len
فعل

زیر چیزی را کندن، تضعیف کردن، سست کردن

Beispiele

  • Seit Urzeiten sickerten die Gewässer vom Schloßberg zu Tal und umspülten und ''unterhöhlten'' die hier lagernden Gipsschichten.از دوران باستان، آب‌ها از کوه قلعه به پایین سرازیر می‌شدند و لایه‌های گچ انباشته شده در اینجا را می‌شستند و زیرشان را می‌کاویدند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پایه و اساس چیزی را (فیزیکی یا انتزاعی) از بین بردن یا تضعیف کردن

  • Das Wasser hat die Ufer unterhöhlt.آب کناره‌ها را سست کرده است.
  • Die ständige Kritik unterhöhlt sein Selbstvertrauen.انتقاد مداوم اعتماد به نفس او را تضعیف می‌کند.