unterhalten

Aussprache: /ˌʊntɐˈhaltn̩/
Wortzerlegung: un·ter·hal·ten
فعل

سرگرم کردن، گفتگو کردن، نگهداری کردن، تأمین معاش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / sich

کسی را سرگرم کردن یا خود را سرگرم ساختن

  • Der Clown unterhielt die Kinder mit seinen Späßen.دلقک بچه‌ها را با شوخی‌هایش سرگرم کرد.
  • Wir haben uns den ganzen Abend gut unterhalten.ما تمام شب به خوبی سرگرم شدیم.
2 sich + mit + Dativ + über + Akkusativ

گفتگو کردن، صحبت کردن درباره چیزی با کسی

  • Ich habe mich lange mit meinem Freund unterhalten.من مدت زیادی با دوستم صحبت کردم.
  • Sie unterhielten sich über ihre Reisepläne.آن‌ها درباره برنامه‌های سفرشان گفتگو کردند.
3 Akkusativ

تأمین معاش کردن، پرداخت هزینه‌های زندگی (کسی/خانواده)

  • Er muss eine große Familie unterhalten.او باید هزینه‌های یک خانواده بزرگ را تأمین کند.
  • Sie kann sich und ihr Kind allein unterhalten.او می‌تواند مخارج خود و فرزندش را به تنهایی تأمین کند.
4 Akkusativ

نگهداری کردن، حفظ کردن و مراقبت کردن (ساختمان، تأسیسات، روابط)

  • Es ist teuer, ein altes Haus zu unterhalten.نگهداری از یک خانه قدیمی گران است.
  • Die Firma unterhält diplomatische Beziehungen zu mehreren Ländern.این شرکت روابط دیپلماتیک خود را با چندین کشور حفظ می‌کند.