unterhalten
سرگرم کردن، گفتگو کردن، نگهداری کردن، تأمین معاش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich
کسی را سرگرم کردن یا خود را سرگرم ساختن
- Der Clown unterhielt die Kinder mit seinen Späßen.دلقک بچهها را با شوخیهایش سرگرم کرد.
- Wir haben uns den ganzen Abend gut unterhalten.ما تمام شب به خوبی سرگرم شدیم.
2
sich + mit + Dativ + über + Akkusativ
گفتگو کردن، صحبت کردن درباره چیزی با کسی
- Ich habe mich lange mit meinem Freund unterhalten.من مدت زیادی با دوستم صحبت کردم.
- Sie unterhielten sich über ihre Reisepläne.آنها درباره برنامههای سفرشان گفتگو کردند.
3
Akkusativ
تأمین معاش کردن، پرداخت هزینههای زندگی (کسی/خانواده)
- Er muss eine große Familie unterhalten.او باید هزینههای یک خانواده بزرگ را تأمین کند.
- Sie kann sich und ihr Kind allein unterhalten.او میتواند مخارج خود و فرزندش را به تنهایی تأمین کند.
4
Akkusativ
نگهداری کردن، حفظ کردن و مراقبت کردن (ساختمان، تأسیسات، روابط)
- Es ist teuer, ein altes Haus zu unterhalten.نگهداری از یک خانه قدیمی گران است.
- Die Firma unterhält diplomatische Beziehungen zu mehreren Ländern.این شرکت روابط دیپلماتیک خود را با چندین کشور حفظ میکند.