unterkleben
از زیر چسباندن، چسباندن در زیر
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ unter + Akkusativ)
چیزی مانند لایه تقویتکننده یا نمد را به سطح زیرین جسمی چسباندن
- Er musste eine Verstärkung unter das Regal kleben.او مجبور شد یک قطعه تقویتی زیر قفسه بچسباند.
- Wenn man Vlies unterklebt, rutscht der Stoff beim Nähen nicht.اگر نمد را از زیر بچسبانید، پارچه هنگام دوخت لیز نمیخورد.