unterkriechen
پناه گرفتن، مخفی شدن، جایی برای در امان ماندن پیدا کردن
Bedeutungen
1
unter + Akkusativ / unter + Dativ
با خزیدن یا چهار دست و پا رفتن به زیر چیزی رفتن، پنهان شدن زیر چیزی
- Die Katze kroch unter das Bett, um sich zu verstecken.گربه زیر تخت خزید تا پنهان شود.
- Er musste unter den Zaun kriechen, um auf die andere Seite zu gelangen.او مجبور شد از زیر حصار بخزد تا به آن طرف برود.