unterlassen
خودداری کردن، انجام ندادن، قصور ورزیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ / zu + Infinitiv
از انجام کاری خودداری کردن، انجام ندادن یا متوقف کردن (معمولاً چیزی که باید انجام شود یا نباید انجام شود).
- Er hat es unterlassen, seine Eltern zu informieren.او از اطلاع دادن به والدینش خودداری کرد.
- Bitte unterlassen Sie das Rauchen in diesem Bereich.لطفاً در این منطقه سیگار نکشید.
2
Akkusativ / zu + Infinitiv
(حقوقی، اخلاقی) قصور ورزیدن و کوتایی کردن در انجام یک وظیفه قانونی یا اخلاقی (ترک فعل).
- Der Arzt hat es unterlassen, den Patienten über die Risiken aufzuklären.پزشک در مورد خطرات به بیمار اطلاعرسانی نکرد (قصور ورزید).
- Die Firma unterließ die Meldung der Unfälle.شرکت از گزارش حوادث خودداری کرد.