unterliegen
شکست خوردن, مشمول بودن, تابع بودن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
مغلوب شدن، شکست خوردن از کسی یا چیزی در مسابقه، نبرد یا رقابت.
- Die Mannschaft unterlag dem Gegner im Finale.تیم در فینال مغلوب حریف شد.
- Er unterlag im Schach seinem erfahrenen Kontrahenten.او در شطرنج به رقیب باتجربهاش باخت.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
مشمول قانون یا قاعدهای بودن، تابع شرایطی خاص بودن، تحت تأثیر چیزی قرار گرفتن.
- Dieses Gesetz unterliegt strengen Kontrollen.این قانون تحت کنترلهای شدیدی قرار دارد.
- Die Preise unterliegen Schwankungen.قیمتها تابع نوسانات هستند.