unterlassen
خودداری کردن، انجام ندادن، متوقف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / zu + Infinitiv
از انجام کار اشتباه، مزاحمت یا رفتاری خودداری کردن و آن را متوقف ساختن
- Bitte unterlassen Sie das Rauchen in diesen Räumen!لطفاً از سیگار کشیدن در این اتاقها خودداری کنید!
- Unterlassen Sie es, mich ständig anzurufen!دست از تماسهای مداوم با من بردارید!
2
Akkusativ / zu + Infinitiv
حقوقی/اخلاقی: قصور ورزیدن و کوتایی کردن در انجام یک وظیفه قانونی (ترک فعل)
- Das Unterlassen von Hilfeleistung ist ein Straftatbestand.خودداری از کمکرسانی (ترک فعل کمک) جرم محسوب میشود.
- Die Firma hat es unterlassen, die Anwohner rechtzeitig zu warnen.شرکت در هشدار به موقع به ساکنان کوتاهی کرد.