unterlaufen
رخداده (از روی بیدقتی/سهو)؛ خونمرده (چشم یا پوست)
Bedeutungen
1
چیزی که از روی اشتباه، بیدقتی یا سهو رخ داده است.
- Das war ein dummer, unterlaufener Fehler.این یک اشتباه احمقانه و سهوی بود.
- Ein unterlaufener Tippfehler kann die Bedeutung verändern.یک غلط املایی سهوی میتواند معنی را تغییر دهد.
- Die unterlaufene Änderung wurde schnell korrigiert.تغییر سهوی رخ داده به سرعت اصلاح شد.
2
خونمرده یا کبود شده (معمولاً در مورد چشم یا پوست).
- Nach dem Schlag hatte er ein unterlaufenes Auge.پس از ضربه، او چشمش کبود شده بود.
- Die Haut um die Wunde war leicht unterlaufen.پوست اطراف زخم کمی کبود شده بود.
- Sein Gesicht war blass und leicht unterlaufen.صورتش رنگپریده و کمی کبود بود.