unterlassen

Aussprache: /ˌʊntɐˈlasn̩/
Worttrennung: un·ter·las·sen
فعل

خودداری کردن، انجام ندادن، قصور ورزیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ / zu + Infinitiv

از انجام کاری خودداری کردن، انجام ندادن یا متوقف کردن (معمولاً چیزی که باید انجام شود یا نباید انجام شود).

  • Er hat es unterlassen, seine Eltern zu informieren.او از اطلاع دادن به والدینش خودداری کرد.
  • Bitte unterlassen Sie das Rauchen in diesem Bereich.لطفاً در این منطقه سیگار نکشید.
2 Akkusativ / zu + Infinitiv

(حقوقی، اخلاقی) قصور ورزیدن و کوتایی کردن در انجام یک وظیفه قانونی یا اخلاقی (ترک فعل).

  • Der Arzt hat es unterlassen, den Patienten über die Risiken aufzuklären.پزشک در مورد خطرات به بیمار اطلاع‌رسانی نکرد (قصور ورزید).
  • Die Firma unterließ die Meldung der Unfälle.شرکت از گزارش حوادث خودداری کرد.