unterliegen
شکست خوردن، مشمول بودن، تابع بودن
Bedeutungen
1
Dativ
مغلوب شدن، شکست خوردن از کسی یا چیزی در مسابقه یا نبرد
- Unsere Mannschaft unterlag dem Gegner mit 2:1.تیم ما با نتیجه ۲ بر ۱ مغلوب حریف شد.
- Er unterlag seinen Emotionen und verlor die Kontrolle.او مغلوب احساساتش شد و کنترل خود را از دست داد.
2
Dativ
مشمول قانون یا قاعدهای بودن، تابع شرایطی خاص بودن
- Diese Daten unterliegen dem strengen Datenschutzgesetz.این دادهها مشمول قانون سختگیرانه حفاظت از اطلاعات هستند.
- Alle Mitarbeiter unterliegen der Schweigepflicht.همه کارمندان تابع اصل حفظ اسرار هستد.