untermalen

Aussprache: /ˌʊntɐˈmaːlən/
Wortzerlegung: un·ter·ma·len
فعل

زیرسازی کردن، با رنگ دیگر پوشاندن (به عنوان لایه زیرین)، همراهی کردن (موسیقی)

Beispiele

  • Nächstes Beispiel: ein graues Bild, ''untermalt'' mit Gelb, Blau und Rot.مثال بعدی: یک نقاشی خاکستری، که با زرد، آبی و قرمز زیرسازی شده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با موسیقی، صدا یا تصویر، یک صحنه، سخنرانی یا حس را تقویت کردن و همراهی کردن.

  • Der Film wurde von wunderschöner Musik untermalt.فیلم با موسیقی زیبایی همراه بود.
  • Ihre Rede wurde von passenden Bildern untermalt.سخنرانی او با تصاویر مناسبی برجسته شد.
2 Akkusativ

(در نقاشی) لایه اولیه رنگ را زدن یا زیرسازی کردن.

  • Der Künstler untermalte das Porträt mit hellen Farben.هنرمند پرتره را با رنگ‌های روشن زیرسازی کرد.
  • Bevor er malte, untermalte er die Leinwand.قبل از اینکه نقاشی کند، بوم را زیرسازی کرد.