untermalen
زیرسازی کردن، با رنگ دیگر پوشاندن (به عنوان لایه زیرین)، همراهی کردن (موسیقی)
Beispiele
- Nächstes Beispiel: ein graues Bild, ''untermalt'' mit Gelb, Blau und Rot.مثال بعدی: یک نقاشی خاکستری، که با زرد، آبی و قرمز زیرسازی شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با موسیقی، صدا یا تصویر، یک صحنه، سخنرانی یا حس را تقویت کردن و همراهی کردن.
- Der Film wurde von wunderschöner Musik untermalt.فیلم با موسیقی زیبایی همراه بود.
- Ihre Rede wurde von passenden Bildern untermalt.سخنرانی او با تصاویر مناسبی برجسته شد.
2
Akkusativ
(در نقاشی) لایه اولیه رنگ را زدن یا زیرسازی کردن.
- Der Künstler untermalte das Porträt mit hellen Farben.هنرمند پرتره را با رنگهای روشن زیرسازی کرد.
- Bevor er malte, untermalte er die Leinwand.قبل از اینکه نقاشی کند، بوم را زیرسازی کرد.