untermeerisch
زیردریا، زیر آب
Bedeutungen
1
واقع شده یا اتفاق افتاده در زیر سطح دریا یا اقیانوس (مترادف با unterseeisch).
- Ein untermeerisches Erdbeben kann Tsunamis auslösen.زلزله زیردریایی میتواند سونامی ایجاد کند.
- Die Kabel für die Kommunikation sind untermeerisch verlegt.کابلهای ارتباطی به صورت زیردریایی کشیده شدهاند.
- Wir sahen einen Film über die untermeerische Expedition.ما فیلمی درباره اعزام زیردریایی تماشا کردیم.