unternehmen
انجام دادن، اقدام کردن، تفریح/گشت و گذار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
دست به کاری زدن، اقدامی انجام دادن
- Wir müssen etwas gegen das Problem unternehmen.ما باید اقدامی در برابر این مشکل انجام دهیم.
- Die Regierung unternimmt neue Schritte gegen die Krise.دولت گامهای جدیدی علیه بحران برمیدارد.
2
Akkusativ
گشت و گذار، سفر یا فعالیت تفریحی انجام دادن
- Was wollen wir am Wochenende unternehmen?آخر هفته چه کار تفریحی انجام دهیم؟
- Sie haben eine wunderschöne Reise nach Italien unternommen.آنها سفری بسیار زیبا به ایتالیا انجام دادند.