unterschieben
زیر چیزی قرار دادن، به دروغ نسبت دادن/پاپوش ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ + unter + Akkusativ
چیزی را زیر شیء دیگری هل دادن یا قرار دادن.
- Er schob heimlich den Brief unter die Tür.او مخفیانه نامه را زیر در هل داد.
- Sie hat das Buch unter den Stapel Papier geschoben.او کتاب را زیر دسته کاغذ قرار داد.
2
Dativ + Akkusativ
مدرک، جرم یا فرزندی را به دروغ به کسی نسبت دادن یا در وسایلش جاسازی کردن (پاپوش ساختن).
- Man hat ihm die Tat unterschoben.آن جرم را به دروغ به او نسبت دادند.
- Sie versuchte, ihm die Schuld für den Fehler unterzuschieben.او سعی کرد تقصیر اشتباه را به او نسبت دهد.