unterschieben

Aussprache: /ˌʊntɐˈʃiːbən/
Worttrennung: un·ter·schie·ben
فعل

زیر چیزی قرار دادن، به دروغ نسبت دادن/پاپوش ساختن

Bedeutungen

1 Akkusativ + unter + Akkusativ

چیزی را زیر شیء دیگری هل دادن یا قرار دادن.

  • Er schob heimlich den Brief unter die Tür.او مخفیانه نامه را زیر در هل داد.
  • Sie hat das Buch unter den Stapel Papier geschoben.او کتاب را زیر دسته کاغذ قرار داد.
2 Dativ + Akkusativ

مدرک، جرم یا فرزندی را به دروغ به کسی نسبت دادن یا در وسایلش جاسازی کردن (پاپوش ساختن).

  • Man hat ihm die Tat unterschoben.آن جرم را به دروغ به او نسبت دادند.
  • Sie versuchte, ihm die Schuld für den Fehler unterzuschieben.او سعی کرد تقصیر اشتباه را به او نسبت دهد.