unterschieben
زیر چیزی قرار دادن، به دروغ نسبت دادن/پاپوش ساختن
Bedeutungen
1
Akkusativ + unter + Akkusativ
چیزی را زیر شیء دیگری هل دادن (در حالت جداشدنی)
- Er schob den Zettel heimlich unter die Tür.او برگه را پنهانی زیر در هل داد.
2
Dativ + Akkusativ
مدرک، جرم یا فرزندی را به دروغ به کسی نسبت دادن یا در وسایلش جاسازی کردن (پاپوش ساختن)
- Man hat ihm Drogen unterschoben, um ihn zu belasten.برای متهم کردنش، به او مواد مخدر نسبت دادند (در وسایلش گذاشتند).
- Der Politiker behauptete, man habe ihm gefälschte Dokumente unterschoben.آن سیاستمدار ادعا کرد که مدارک جعلی را به او جا زدهاند.