unterschlagen

Aussprache: /ˌʊntɐˈʃlaːɡən/
Worttrennung: un·ter·schla·gen
فعل

قلم انداختن، نادیده گرفتن، اختلاس کردن، (پاها را) روی هم انداختن

Bedeutungen

1 etw. (Akk)

پول یا اموال دیگران را به طور غیرقانونی برای خود برداشتن؛ اختلاس کردن.

  • Der Buchhalter hat Geld unterschlagen.حسابدار پول را اختلاس کرده بود.
  • Er unterschlug die Einnahmen aus dem Verkauf.او درآمد حاصل از فروش را پنهان کرد.
2 etw. (Akk)

اطلاعات، حقایق یا شواهد را عمداً پنهان کردن یا ارائه نکردن؛ قلم انداختن.

  • Sie hat wichtige Informationen im Bericht unterschlagen.او اطلاعات مهمی را در گزارش قلم انداخته بود.
  • Es ist strafbar, Beweismittel zu unterschlagen.پنهان کردن مدارک جرم است.
3 die Beine übereinanderschlagen

پاها را روی هم انداختن.

  • Er saß da und hat die Beine übereinandergeschlagen.او آنجا نشسته بود و پاهایش را روی هم انداخته بود.
  • Sie schlug die Beine elegant übereinander.او پاهایش را با ظرافت روی هم انداخت.