unterschlagen
قلم انداختن، نادیده گرفتن، اختلاس کردن، (پاها را) روی هم انداختن
Bedeutungen
1
etw. (Akk)
پول یا اموال دیگران را به طور غیرقانونی برای خود برداشتن؛ اختلاس کردن.
- Der Buchhalter hat Geld unterschlagen.حسابدار پول را اختلاس کرده بود.
- Er unterschlug die Einnahmen aus dem Verkauf.او درآمد حاصل از فروش را پنهان کرد.
2
etw. (Akk)
اطلاعات، حقایق یا شواهد را عمداً پنهان کردن یا ارائه نکردن؛ قلم انداختن.
- Sie hat wichtige Informationen im Bericht unterschlagen.او اطلاعات مهمی را در گزارش قلم انداخته بود.
- Es ist strafbar, Beweismittel zu unterschlagen.پنهان کردن مدارک جرم است.
3
die Beine übereinanderschlagen
پاها را روی هم انداختن.
- Er saß da und hat die Beine übereinandergeschlagen.او آنجا نشسته بود و پاهایش را روی هم انداخته بود.
- Sie schlug die Beine elegant übereinander.او پاهایش را با ظرافت روی هم انداخت.