unterschlagen

Aussprache: /ˌʊntɐˈʃlaːɡən/
Wortzerlegung: un·ter·schla·gen
فعل

قلم انداختن، نادیده گرفتن، اختلاس کردن، (پاها را) روی هم انداختن

Bedeutungen

1 etw. (Akk)

پول یا اموال دیگران را به طور غیرقانونی برای خود برداشتن؛ اختلاس کردن

  • Er hat Firmengelder in großem Umfang unterschlagen.او مقادیر زیادی از پول شرکت را اختلاس کرده است.
  • Dem Kassierer wurde vorgeworfen, Gelder unterschlagen zu haben.صندوقدار متهم شد که پول‌ها را حیف و میل کرده است.
2 etw. (Akk)

اطلاعات، حقایق یا شواهد را عمداً پنهان کردن یا ارائه نکردن

  • Die Regierung versuchte, wichtige Fakten zu unterschlagen.دولت تلاش کرد حقایق مهم را کتمان کند.
  • Man darf keine Beweise unterschlagen, um die Wahrheit zu verbergen.نباید هیچ مدرکی را برای پنهان کردن حقیقت کتمان کرد.