unterschlagen
قلم انداختن، نادیده گرفتن، اختلاس کردن، (پاها را) روی هم انداختن
Bedeutungen
1
etw. (Akk)
پول یا اموال دیگران را به طور غیرقانونی برای خود برداشتن؛ اختلاس کردن
- Er hat Firmengelder in großem Umfang unterschlagen.او مقادیر زیادی از پول شرکت را اختلاس کرده است.
- Dem Kassierer wurde vorgeworfen, Gelder unterschlagen zu haben.صندوقدار متهم شد که پولها را حیف و میل کرده است.
2
etw. (Akk)
اطلاعات، حقایق یا شواهد را عمداً پنهان کردن یا ارائه نکردن
- Die Regierung versuchte, wichtige Fakten zu unterschlagen.دولت تلاش کرد حقایق مهم را کتمان کند.
- Man darf keine Beweise unterschlagen, um die Wahrheit zu verbergen.نباید هیچ مدرکی را برای پنهان کردن حقیقت کتمان کرد.