unterschneiden

Aussprache: /ˌʊntɐˈʃnaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: un·ter·schnei·den
فعل

از زیر تراشیدن، پله را از زیر زاویه‌دار کردن، ضربه از پایین به توپ (ورزشی)

Beispiele

  • Um beim Hinaufgehen dem Fusse eine sichere Trittfläche zu bieten, kann man auch das Stufenprofil nach der schmalen Seite zu stärker ''unterschneiden,'' […] wie das schon bei mittelalterlichen Wendel- und Spindeltreppen geschehen ist.برای اینکه هنگام بالا رفتن، سطح اتکای مطمئنی برای پا فراهم شود، می‌توان پروفیل پله را به سمت پهلوی باریک‌تر نیز بیشتر از زیر تراشید، [...] همانطور که در پله‌های مارپیچ و اسپیرال قرون وسطی نیز انجام می‌شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در ورزش، به توپ ضربه زدن به گونه‌ای که چرخش رو به عقب پیدا کند؛ کات دادن به توپ

  • Der Tennisspieler unterschnitt den Ball perfekt.بازیکن تنیس توپ را به طور عالی کات داد.
  • Man kann den Ball auch mit der Vorhand unterschneiden.می‌توان توپ را با فورهند هم کات داد.
2 Akkusativ

چیزی را از زیر بریدن یا قطع کردن (معنای کمتر رایج)

  • Er musste das Seil unterschneiden, um es zu lösen.او مجبور شد طناب را از زیر ببرد تا آن را باز کند.
  • Die Wurzeln wurden tief unterschnitten.ریشه‌ها عمیقاً از زیر بریده شدند.