unterschreiben
امضا کردن، تأیید و تأیید کامل کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) unterschreiben
نام یا امضای خود را به عنوان تعهد یا تأیید زیر یک سند رسمی، قرارداد یا نامه ثبت کردن
- Haben Sie den Arbeitsvertrag bereits unterschrieben?آیا قرارداد کاری را قبلاً امضا کردهاید؟
- Bitte unterschreiben Sie das Formular hier unten rechts.لطفاً فرم را اینجا سمت راست پایین امضا کنید.
2
etwas (Akkusativ) unterschreiben
نظر، گفته یا عقیده کسی را کاملاً قبول داشتن و آن را تأیید کردن (بهصورت مجازی)
- Diese Aussagen kann ich sofort und ohne Vorbehalte unterschreiben.من میتوانم این اظهارات را بلافاصله و بدون هیچ قید و شرطی تأیید کنم (زیرش را امضا کنم).
- Seine Meinung zu dieser Krise würde ich voll und ganz unterschreiben.من با نظر او در مورد این بحران کاملاً و تمامقد موافقم.