unterschwellig
زیر آستانه درک، ناخودآگاه، پنهان
Bedeutungen
1
تأثیرگذار یا قابل درک در سطح ناخودآگاه یا بدون آگاهی مستقیم؛ به طور پنهان یا ظریف.
- Die Werbung nutzte unterschwellige Botschaften, um die Verkaufszahlen zu steigern.تبلیغات از پیامهای ناخودآگاه برای افزایش فروش استفاده کرد.
- Es gab eine unterschwellige Spannung zwischen den beiden Kollegen.تنش پنهانی بین آن دو همکار وجود داشت.
- Manche Kritiker warfen dem Film unterschwellige politische Aussagen vor.برخی منتقدان، فیلم را به داشتن پیامهای سیاسی زیرآستانهای متهم کردند.