untersetzt

Aussprache: /ˌʊntɐˈzɛt͡st/
Worttrennung: un·ter·setzt
صفت

چهارشانه، توپر و کوتاه قد

Bedeutungen

1

دارای جثه کوتاه و پهن؛ چهارشانه و توپر، معمولاً بدون اضافه وزن زیاد.

  • Der Polizist war ein kräftiger, untersetzter Mann.پلیس مردی قوی‌هیکل، چهارشانه و کوتاه قد بود.
  • Obwohl er untersetzt war, war er sehr beweglich.اگرچه او توپر بود، اما بسیار چابک بود.
  • Sein untersetzter Körperbau verlieh ihm eine stabile Erscheinung.اندام توپر او ظاهری باثبات به او می‌داد.