unterstehen
تحت امر بودن، زیردست بودن، جرئت نکردن، پناه گرفتن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
تحت فرمان، کنترل یا مدیریت فرد یا سازمانی بودن (غیرجداشدنی).
- Diese Abteilung untersteht direkt dem Geschäftsführer.این بخش مستقیماً زیر نظر مدیر عامل است.
- Die Soldaten unterstanden dem Hauptmann.سربازان زیر فرماندهی سروان بودند.
2
sich (Akkusativ) + zu + Infinitiv
جرئت نکردن انجام کاری؛ معمولاً به صورت هشدار یا تهدید (با sich).
- Du unterstehst dich nicht, mir ungefragt zu widersprechen!تو جرئت نمیکنی بدون اجازه به من مخالفت کنی!
- Wag es nicht, dich unter diesem Vorwand zu verstecken!جرئت نکن خودت را زیر این بهانه پنهان کنی!
3
(ohne Objekt) / unter + Dativ
پناه گرفتن زیر سقفی برای در امان ماندن از باران، طوفان یا آفتاب (حالت جداشدنی).
- Wir mussten uns unter einem Baum unterstehen.ما مجبور شدیم زیر درختی پناه بگیریم.
- Bei dem starken Regen unterstanden sie sich im nächsten Haus.در باران شدید، آنها در خانه بعدی پناه گرفتند.