unterstecken
زیر چیزی پنهان کردن، پنهانی دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در زیر شیء دیگری قرار دادن یا پنهان کردن
- Er hat den Brief unter die Zeitung untergesteckt.او نامه را زیر روزنامه پنهان کرد.
- Sie steckte ihre Hände unter die Decke, um sie zu wärmen.او دستهایش را زیر پتو گذاشت تا گرمشان کند.
2
Dativ + Akkusativ
چیزی را به صورت پنهانی و بدون اطلاع به کسی دادن
- Jemand hat ihm heimlich Geld untergesteckt.کسی پنهانی به او پول داده بود.
- Manchmal stecken die Eltern ihren Kindern etwas Taschengeld unter.گاهی اوقات والدین به فرزندانشان کمی پول توجیبی پنهانی میدهند.