untersteuern
کمفرمانی کردن (در رانندگی)، هدایت کردن به زیر
Beispiele
- Wenn das Fahrzeug ''untersteuert'', ‚schiebt‘ es trotz eingeschlagener Lenkung in der Kurve nach außen. Das ist typisch für Fahrzeuge mit Vorderradantrieb.وقتی خودرو کمفرمانی میکند، با وجود چرخاندن فرمان، در پیچ به سمت بیرون منحرف میشود. این امر در خودروهای دیفرانسیل جلو معمول است.
Bedeutungen
1
ohne Objekt
در رانندگی، زمانی که خودرو در پیچ کمتر از میزان فرمان داده شده میپیچد و به سمت بیرون پیچ متمایل میشود
- Das Auto neigt dazu, in scharfen Kurven zu untersteuern.خودرو تمایل دارد در پیچهای تند کمفرمانی کند.
- Ein Anfänger kann leicht untersteuern, wenn er zu schnell in eine Kurve fährt.یک راننده مبتدی میتواند به راحتی کمفرمانی کند اگر با سرعت زیاد وارد پیچ شود.