untertänig
چاپلوسانه، مطیعانه، سرسپرده، ذلیلانه
Bedeutungen
1
نشاندهنده اطاعت بیش از حد و اغلب همراه با چاپلوسی یا تملق؛ مطیعانه.
- Er verhielt sich gegenüber seinem Chef immer untertänig.او همیشه در برابر رئیسش مطیعانه رفتار میکرد.
- Die untertänige Haltung des Dieners war offensichtlich.رفتار مطیعانه خدمتکار آشکار بود.
- Sie sprach mit untertäniger Stimme, um ihn nicht zu verärgern.او با صدایی چاپلوسانه صحبت کرد تا او را عصبانی نکند.
2
در موقعیتی پایینتر قرار گرفتن و تسلیم اراده دیگران بودن؛ سرسپرده.
- Die untertänigen Völker mussten hohe Steuern zahlen.مردمان مطیع مجبور به پرداخت مالیاتهای سنگین بودند.
- Er war bereit, eine untertänige Rolle in der Beziehung zu spielen.او آماده بود تا نقشی سرسپرده در رابطه ایفا کند.
- Die untertänige Antwort zeigte seine Angst vor Bestrafung.پاسخ ذلیلانه او ترسش از مجازات را نشان میداد.