untertänig

Aussprache: /ˈʊntɐˌtɛːnɪç/
Worttrennung: un·ter·tä·nig
صفت

چاپلوسانه، مطیعانه، سرسپرده، ذلیلانه

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده اطاعت بیش از حد و اغلب همراه با چاپلوسی یا تملق؛ مطیعانه.

  • Er verhielt sich gegenüber seinem Chef immer untertänig.او همیشه در برابر رئیسش مطیعانه رفتار می‌کرد.
  • Die untertänige Haltung des Dieners war offensichtlich.رفتار مطیعانه خدمتکار آشکار بود.
  • Sie sprach mit untertäniger Stimme, um ihn nicht zu verärgern.او با صدایی چاپلوسانه صحبت کرد تا او را عصبانی نکند.
2

در موقعیتی پایین‌تر قرار گرفتن و تسلیم اراده دیگران بودن؛ سرسپرده.

  • Die untertänigen Völker mussten hohe Steuern zahlen.مردمان مطیع مجبور به پرداخت مالیات‌های سنگین بودند.
  • Er war bereit, eine untertänige Rolle in der Beziehung zu spielen.او آماده بود تا نقشی سرسپرده در رابطه ایفا کند.
  • Die untertänige Antwort zeigte seine Angst vor Bestrafung.پاسخ ذلیلانه او ترسش از مجازات را نشان می‌داد.