unterteilen
تقسیم کردن، بخشبندی کردن
Beispiele
- Die Schriften Philons lassen sich grob in drei Klassen ''unterteilen:'' Exegetische Schriften (Philon legt große Teile des Pentateuch aus), philosophische Schriften und historische/apologetische Schriften.نوشتههای فیلون را میتوان به طور کلی به سه دسته تقسیم کرد: نوشتههای تفسیری (فیلون بخشهای بزرگی از اسفار خمسه را تفسیر میکند)، نوشتههای فلسفی و نوشتههای تاریخی/دفاعی.
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
یک کل را به بخشهای کوچکتر یا زیرمجموعههایی تقسیم کردن.
- Wir müssen das Projekt in mehrere Phasen unterteilen.ما باید پروژه را به چندین مرحله تقسیم کنیم.
- Das Buch ist in zehn Kapitel unterteilt.کتاب به ده فصل تقسیم شده است.