unterteilen
تقسیم کردن، بخشبندی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
یک کل را به بخشهای کوچکتر یا زیرمجموعههایی تقسیم کردن.
- Wir müssen das Projekt in mehrere Phasen unterteilen.ما باید پروژه را به چندین مرحله تقسیم کنیم.
- Das Buch ist in zehn Kapitel unterteilt.کتاب به ده فصل تقسیم شده است.