untertreiben

Aussprache: /ˈʊntɐˌtraɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: un·ter·trei·ben
فعل

دست‌کم گرفتن، کوچک جلوه دادن

Beispiele

  • Er ''untertreibt'' mit dem Aufwand, der nötig ist, um das Haus zu bauen.او هزینه‌ای که برای ساختن خانه لازم است را دست‌کم می‌گیرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را کمتر از واقعیت نشان دادن، دست کم گرفتن یا کم‌اهمیت جلوه دادن.

  • Er neigt dazu, seine Erfolge zu untertreiben.او تمایل دارد موفقیت‌هایش را دست کم بگیرد.
  • Man sollte die Gefahr nicht untertreiben.نباید خطر را کم‌اهمیت جلوه داد.